آرام بگیر دل من

ماهاست دست دلم را گرفته ام ...

کنار دلتنگیم قدم میزنم و در گوش دلم میگویم ؛

هیس...

اگر دوستت داشت الان به این دلتنگی نبودی ؛

دلم با شنیدن این درگوشی همچون کودکی سرکش میشود و دستم را رها میکند و فریاد میزند دیوانه او دوستم داشت او هرشب عاشقانهایش را پشت گوشم نجوا میکرد؛

و من میگویم اگر دوستت داشت الان کجاست دل من؟؟؟

آرام بگیر دل من...